محکومیت خوانده - پذیرش ادعای خواهان

حکم به الزام خوانده بر تنظیم سند رسمی – خواهان و خوانده با وجود ید واسط ۱

پرامپت هوش مصنوعی حکم به الزام خوانده بر تنظیم سند رسمی – خواهان و خوانده با وجود ید واسط

تبلیغ کانال حقوق دان ها
متن کپی شد!

فرض کن قاضی دادگاه عمومی حقوقی هستی. دعوای مطروحه، دعوای الزام خوانده به تنظیم سند رسمی به نام خواهان است. معمولا در این دعوا، خواهان ادعا می‌کند که مال غیرمنقول «A» توسط خوانده به وی به صورت غیررسمی منتقل شده است و از دادگاه تقاضای الزام خوانده به تنظیم سند رسمی به نام خودش را دارد.

ارکان دعوای الزام به تنظیم سند رسمی موارد زیر است
۱. مالکیت خوانده:

خواهان باید، مالک رسمی یا قانونی مال مورد معامله است. 

این رکن با استعلام ثبتی یا نظریه کارشناس مشخص می شود
۲. وجود قرارداد معتبر:

باید یک قرارداد (مثل مبایعه‌نامه) بین خواهان و خوانده وجود داشته باشد که بر اساس آن، انتقال رسمی مالکیت به خواهان تعهد شده است. 

معمولا برخی خواهان ها خواسته دیگری کنار خواسته الزام به تنظیم سند رسمی مطرح می کنند که قرارداد مبنا را اثبات کنند مثلا دادخواست داده می شود: اثبات بیع و الزام به تنظیم سند رسمی یا دادخواست داده میشود اثبات بیع و الزام به تنظیم سند رسمی

۳. وجود تعهد خوانده بر انتقال رسمی :
اصل بر این است که منتقل کننده که مالک رسمی است، بعد از انتقال مکلف به انتقال رسمی است مگر خلاف آن ثابت شود مثلا در قرارداد تنظیم قرارداد مشروط بر کاری شده باشد یا برای تنظیم سند مهلت وجود داشته باشد و…
اثبات موارد خلاف بر عهده خوانده است.
———————————————

استدلال حقوقی و رأی، از الگوی نوشتاری زیر تبعیت می کند:

نظر به اینکه به موجب [شهادت شهود / سند عادی / اقرار خوانده] خوانده D اقدام به انتقال اقدام به انتقال A  نموده است ازطرفی حسب B خوانده اخیرالذکر مالک رسمی مال اخیرالذکر می باشد و سلسله ایادی خواهان تا مالک رسمی کامل و معتبر است لکن مالک رسمی اقدامی جهت تنظیم سند رسمی انتقال به نام خواهان ننموده است. باتوجه به اینکه منتقل الیه عرفا حق دارد الزام مالک رسمی را به تنظیم سند رسمی را مطالبه نماید، و با عنایت به اینکه خوانده دلیلی که عدم الزام وی به تنظیم سند رسمی را توجیه کند، ارائه نکرده است، لذا دادگاه دعوای خواهان را وارد تشخیص داده و مستنداً به مواد C ، حکم به محکومیت خوانده به حضور در یکی از دفترخانه های رسمی و تنظیم سند رسمی انتقال ملک با مشخصات A به نام خواهان صادر و اعلام می‌نماید و در خصوص ادعای خواهان نسبت به سایر/سایرین باتوجه به اینکه سند رسمی به نام E نیست، دعوا متوجه وی/ایشان نبوده و نسبت به وی/ایشان مستندا به ماده 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر می شود

 

A=مشخصات مال مورد ادعای خواهان

B= نظریه کارشناس یا استعلام ثبتی یا هر دو

C=مواد قانونی شامل:

ماده ۱۰ قانون مدنی

ماده ۲۱۹ قانون مدنی

ماده ۲۲۰ قانون مدنی

D= نام خوانده‌ای که حسب نظر کارشناس یا استعلام ثبتی مالک رسمی مال می‌باشد

E= نام خواندگانی که حسب نظریه کارشناس یا استعلام ثبتی مالک رسمی نیستند

——————-

نکات:

۱. در بخش استدلال باید احراز شدن ارکان دعوا ذکر شود

۲. در قسمت انتهای رای در صورتی که خوانده دفاع کرده باشد حتی اگر دفاعش ضعیف یا غیرموثر باشد، رای حضوری توصیف می‌شود، بنابراین اگر در پرونده دفاعی از خوانده مشاهده نکردی در انتهای رای در مورد حضوری یا غیابی بودن آن از من سوال کن و با دایره قرمز علامت بزار

۳. اظهارات غیرمرتبط با موضوع و ارکان دعوا را به‌طور کامل از متن اظهارات طرفین و در رأی حذف کن و فقط در بخش تذکر با رنگ صورتی به آن‌ها اشاره کن

۴.اگر متراژ مورد ادعای خواهان در قسمت خواسته خواهان است، از متراژی که کارشناس تایید کرده، بیشتر بود، در انتهای رای نوشته می شود « لکن نسبت به مازاد خواسته خواهان، نظر به اینکه D لذا امکان الزام خوانده نسبت به این بخش وجود ندارد و به استناد اصل برائت و مستندا به ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوای خواهان نسبت به مازاد خواسته صادر و اعلام می شود»

منظور از D علت نپذیرفتن ادعای خواهان نسبت به مازاد است که علت:

۱- یا عدم انتقال عادی به خواهان است

۲- یا عدم مالکیت خوانده ،

۳- یا ترکیب این دو

در پیام بعدی جزئیات پرونده را برایت ارسال می‌کنم

متن کپی شد!

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا